خرید بک لینک
شور شیرین ... نگذار تا در چشمھایت خام باشم یک عاشق لامذھب بد نام باشمسرگشتگی ھایم ھمه زیر سر توست ! فرصت بده تا لحظه ای آرام باشمداغی چشمت حسرت رازی نشان ھا پلکی نزن تا نشئه ی اوھام باشممثل پلنگی سرکشم در چشم ماھت چشمک بزن تا رام رام رام باشماخمی نکن ھی قلب ژانرم می شود خون باید به فکر نقش خون آشام باشم !باشد! نمی خواھم نگاه عاشقت را بی دانه می خواھم درون دام باشمصدھا ھزاران درد شیرینت به جانم راضی نشو فرھاد نا فرجام باشم.(کسری پیرو) پاینده باشید. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پارسا جلالی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 18:28

فراموشی ... گم می شوم درکوچه ھای فھم و دانایی سھم من از ھر درد تنھاییست تنھاییگم می شوم وقتی که یوسف را نفھمیده یعقوبھای چشم مان یک قرن خوابیدهحل می شوم در لابه لای حس مذمومی پُر می شوم با واژه ھای زرد مسمومیله می کند من را خیال تلخ کابوسی ول می کند من را میان بغض منحوسیقی می شوم در خاطرات پشت پا خورده مردی درون سایه ھا از ترس جا خورده!تب کرده ام در حسرت بیداری مطلق دارد عفونی می شود پنداره ھای لقدارم عفونی می شوم در باوری چرکین دکتر ! سفالکسین سفالکسین سفالکسین ...وا می روم با چشمھای شب نخادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پارسا جلالی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 18:28

دوباره می برد مرا به حس و حال عاشقی دوباره می شود دلم پر از خیال عاشقی نگاه من به سوی او ، نگاه اوست سوی من دوباره چشم می شود پر از سوال عاشقی سکوت چشمهایمان به گوش هم ترنم است به گوش کس نمی رسد صدای لال عاشقی ببین که گوشی دلم چگونه شارژ می شود دوباره زنگ می خورد به اتصال عاشقی تمام لحظه های زرد و خاطرات تلخ و سرد قسم ! که خط نمی دهد ، از اختلال عاشقی به شوق عشق می دوم، دوباره مست می شوم به جان که می زند صدا مرا بلال عاشقی ... ز خواب ناز می پرم ! اسیر بغض می شوم یکی رها کند مرا ... از ارتحال ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پارسا جلالی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 18:28

این روزها دست پدر هم نان ندارداین بغض های خوردنی پایان کار ندارددستش نلرزيد ودلش هر لحظه لرزید حالا بگو بابای من ، ایمان ندارد! مادر تمام لحظه هایم خیس و تر شد بی گریه هایت لحظه ای قابلیت نداردکمتر بزن بر گونه هایت جان مادراین گونه ها سرخ است اما جان نداردعمری به گوش باورم هی قصه خواندیاین دردهای بی پدر درمان ندارد ؟!مادر بزرگ خوب من همیشه می گفت:بیچاره که مادر ، بلاگردان ندارد!باید بپوسد لا به لای آرزوهاش نیلوفری که ارزش گلدان نداردبغ کرده ام قدر تمام آسمان هاابری که حتا جرات باران نداردپایندهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پارسا جلالی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 18:28

«دیوارهای خسته ی زندان،تصویر رو به راه من این است!»ازبغضهای خورده سرودن ،شاید که اشتباه من این استعمری چنین سیاه شده باشی نسلی چنین تباه شده باشییوسف ترین به چاه شده باشی، گفتند که گناه من این استبا زخم های خورده پریدم ، از حرف های خورده شکستماز عاشقی که ننگ چشیدم، این پیرهن! گواه من این استتب کرده اند قفل و قفس هام ،تلخ اند لحظه لحظه نفس هامهان ای خدای عشق و هوس هام، آینده ی تباه من این است!؟شب گریه های خلوت زندان پس لرزه های غربت انسانتا لحظه های پوچی ایمان ، تقدیر روسیاه من این است!بگذار سیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پارسا جلالی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 18:28

سرخورده و افسرده ام ، از مرگ برهایک عمر تیپا خورده ام ، از مرگ برهادردی میان چشم هایم خانه داردهی بغض ها را خورده ام ،از مرگ برها کو آن درودی تا که بر جانم نشیند ؟!روحی تمامن مرده ام ،ازمرگ برهادر لابلای سجده گم کردم دعا رایک عمر حسرت برده ام ،از مرگ برهاآزردگی ، پژمردگی ، دلمرده بودن ...صد زخم را نشمرده ام، از مرگ برهاهی مرگ برتو ،مرگ بر او ، مرگ بر ماای دوست کم، آورده ام از مرگ برها !پاینده باشید.کسری پیرو - پاییز96ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پارسا جلالی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 18:28

بی من اما روزھا با اشک چشمانت تر استبی تو اما روزگار من، از این ھم بدتر استمادرت می گفت باید که فراموشت کنمپیشتان عاشق شدن یاعشق رسمی نوبراستخواھرت می خواست بگذارم کمی بھترشویآخ!یادش رفته عاشق پیشه ات کور و کر استگریه ھایت پشت گوشی، لحظه ھایی بی قراربا زبان بغض ھا گفتی تماس آخر است...پرسه ھایم زیر باران و ...نگاه پنجرهخالی از چشم نجیبت مھربان دردآور است!بی تو باران می زند ھرشب میان دفترملابلای ھرغزل ،انگار بغضی دیگر استعشق یعنی تر شدن در غایت تفتیدگیبا گلویی پاره و ایضن دو بال پر پر استگرچه باادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پارسا جلالی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 18:28

خوش بوتراز گل ھای فصل نوبھاریشیرین تر از هرسیب سرخ و آبداریھیمالیا درپیش پایت زار می زدای طاقتت معنای لفظِ بردباری گل فوت ھای باورت تا آسمان رفتای آیه ھای روشنِ امیدواریبی تو،چه تاریک است و گنگ است و سیاه استآن لحظه ھای تلخ وسختِ بی قراری!سجاده ات لبریز عطر یاس زھراست(س)آخر برای دیدنش چشم انتظاریشعرم تویی ، شورم تویی ، عشقم تویی تووقتی مرا دست غزل ھا می سپاریمادر، خدای مھربانی ، جان فدایتزیباترینِ خلقتی آن شاھکاری.(کسری پیرو)پاینده باشید و باشند.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پارسا جلالی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 18:28

در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «شور شیرین ...» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.



   (کسری پیرو)

   پاینده باشید.

برچسب: نویسنده: پارسا جلالی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 13:02

این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «فراموشی ...» تهیه شده است و مهم‌ترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

 


  (کسری پیرو -زمستان 93)
  پاینده باشید.

برچسب: نویسنده: پارسا جلالی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 13:02

این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «کودکان کار ...» تهیه شده است و مهم‌ترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

برچسب: نویسنده: پارسا جلالی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 13:02

در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «دوباره می برد مرا...» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.    دوباره می شود دلم  پر از خیال عاشقی    نگاه من به سوی او ، نگاه اوست سوی من   دوباره چشم می شود پر از سوال عاشقی    سکوت چشمهایمان به گوش هم ترنم است   به گوش کس نمی رسد صدای لال عاشقی    ببین که گوشی دلم چگونه شارژادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پارسا جلالی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 13:02

بغ کرده ام قدر تمام آسمان ها ... اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «بغ کرده ام قدر تمام آسمان ها ...» مطلع شوید، این گزارش مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. این روزها دست پدر هم نان ندارد این بغض های خوردنی پایان ندارد دستش نلرزيد ودلش هر لحظه لرزید حالا بگو بابای من ، ایمان ندارد! مادر تمام لحظه هایم خیس و تر شد بی گریه هاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پارسا جلالی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 13:02

در این گزارش به بررسی کامل «شب گریه های خلوت زندان...» می‌پردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.   «دیوارهای خسته ی زندان،تصویر رو به راه من این است!»ازبغضهای خورده سرودن ،شاید که اشتباه من این استعمری چنین سیاه شده باشی نسلی چنین تباه شده باشییوسف ترین به چاه شده باشی، گفتند که گناه من این استبا زخم های خوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پارسا جلالی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 13:02

در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «سرخورده و افسرده ام ، از مرگ برها» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.  سرخورده و افسرده ام ، از مرگ برهایک عمر تیپا خورده ام ، از مرگ برها دردی میان چشم هایم خانه داردهی بغض ها را خورده ام ،از مرگ برها کو آن درودی تا که بر جانم نشیند ؟!روحی تمامن مرده ام ،ازمرگ برها در لابلاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پارسا جلالی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 13:02

صفحه بندی