خرید بک لینک


سرخورده و افسرده ام ، از مرگ برها
یک عمر تیپا خورده ام ، از مرگ برها

دردی میان چشم هایم خانه دارد
هی بغض ها را خورده ام ،از مرگ برها

سرخورده و افسرده ام ، از مرگ برها

کو آن درودی تا که بر جانم نشیند ؟!
روحی تمامن مرده ام ،ازمرگ برها

در لابلای سجده گم کردم دعا را
یک عمر حسرت برده ام ،از مرگ برها

آزردگی ، پژمردگی ، دلمرده بودن ...
صد زخم را نشمرده ام، از مرگ برها

هی مرگ برتو ،مرگ بر او ، مرگ بر ما
ای دوست کم، آورده ام از مرگ برها !

پاینده باشید.

کسری پیرو - پاییز96

برچسب: نویسنده: پارسا جلالی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 18:28

صفحه بندی