خرید بک لینک

این روزها دست پدر هم نان ندارد
این بغض های خوردنی پایان کار ندارد

دستش نلرزيد ودلش هر لحظه لرزید
حالا بگو بابای من ، ایمان ندارد!

بغ کرده ام قدر تمام آسمان ها ...

مادر تمام لحظه هایم خیس و تر شد
بی گریه هایت لحظه ای قابلیت ندارد

کمتر بزن بر گونه هایت جان مادر
این گونه ها سرخ است اما جان ندارد

عمری به گوش باورم هی قصه خواندی
این دردهای بی پدر درمان ندارد ؟!

مادر بزرگ خوب من همیشه می گفت:
بیچاره که مادر ، بلاگردان ندارد!

باید بپوسد لا به لای آرزوهاش
نیلوفری که ارزش گلدان ندارد

بغ کرده ام قدر تمام آسمان ها
ابری که حتا جرات باران ندارد

پاینده باشید.

کسری پیرو _ پاییز95

برچسب: نویسنده: پارسا جلالی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 18:28

صفحه بندی