نگذار تا در چشمھایت خام باشم
یک عاشق لامذھب بد نام باشم
سرگشتگی ھایم ھمه زیر سر توست !
فرصت بده تا لحظه ای آرام باشم
داغی چشمت حسرت رازی نشان ھا
پلکی نزن تا نشئه ی اوھام باشم
مثل پلنگی سرکشم در چشم ماھت
چشمک بزن تا رام رام رام باشم
اخمی نکن ھی قلب ژانرم می شود خون
باید به فکر نقش خون آشام باشم !
باشد! نمی خواھم نگاه عاشقت را
بی دانه می خواھم درون دام باشم
صدھا ھزاران درد شیرینت به جانم
راضی نشو فرھاد نا فرجام باشم.
(کسری پیرو)
پاینده باشید.