این ھم دھان بسته ام یک قبر لطفن
ای داد!«ھیس »، فریاد!« ھیس »، ُمردم!...« چه بھتر!»
حرفی چنین سربسته ام یک قبر لطفن
سروم برای خم شدن طاقت ندارم
تا اینچنین نشکسته ام یک قبر لطفن
وقتی نمی گیرم گلوی نانجیبی
آلوچه ای بی ھسته ام یک قبر لطفن
یک مشت محکم بر سرم ... دنیا چه تار است!
در حرکتی آھسته ام یک قبر لطفن
غسال جان دیگر نیا من غصه ھا را
با اشک چشمم شسته ام یک قبر لطفن ...
یک خواب شیرین با نوازش بوسه ای داد
برچشم ھای خسته ام ... یک قبر لطفن .
پاینده باشید.
پی نوشت:
با الھام از شعر زیبای « کبریت لطفا » سروده جناب حسین سبزه صادقی .
برچسب:
نویسنده: پارسا جلالی