تا کوچه های سرخ چشمانت دویدم
با دردهای رُسته بر جانت دویدم
گفتی فراموشت کنم ، ای مهربانم !
در گریه های محو و پنهانت دویدم
تیغی نشسته بر گلوی خاطراتت
چون بره های عید قربانت دویدم
شرمندگی سهم کمی از چشمهایت
وقتی میان زخم عریانت دویدم
بغضی گرفته برگلویم می فشارد
تا خاطرات سرد زندانت دویدم
نامه نوشتی حال من بسیار خوب است!
در واژه های خیس بارانت دویدم
چون مرد ماندی در میان نانجیبان
از زردی سبزی دامانت دویدم
بشکن قلم دیگر نمی خواهم بمانی
تا لحظه های تلخ پایانت دویدم ...
پرواز کن تا آسمان های نگاهت
با چشم های بازو خندانت دویدم
(کسری پیرو - تابستان 89)
پاینده باشید.
برچسب: تکین سبز دامان,شرکت تکین سبز دامان,
نویسنده: پارسا جلالی