بی من اما روزھا با اشک چشمانت تر است ... - تاریخ: 1397/9/23 ساعت: 23:57
xa0 بی من اما روزھا, با اشک چشمانت, تر استبی تو اما روزگار من، از این ھم بدتر استمادرت می گفت باید که فراموشت کنمپیشتان عاشق شدن یاعشق رسمی نوبراستخواھرت می خواست بگذارم کمی بھترشویآخ!یادش رفته عاشق پیشه
سرخورده و افسرده ام ، از مرگ برها - تاریخ: 1396/10/29 ساعت: 3:38
سرخورده و افسرده ام ، از مرگ برهایک عمر تیپا خورده ام ، از مرگ برها دردی میان چشم هایم خانه داردهی بغض ها را خورده ام ،از مرگ برها کو آن سلامی تا که بر جانم نشیند ؟!روحی تمامن مرده ام ،ازمرگ برها در لابلای سجده گم کردم دعا رایک عمر حسرت برده ام ،از مرگ برها آزردگی ، پژمردگی ، دلمرده بودن ...صد زخم ر...
بغ کرده ام قدر تمام آسمان ها ... - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 8:59
xa0 این روزها دست پدر هم نان ندارداین بغض های خوردنی پایان ندارد دستش نلرزيد ودلش هر لحظه لرزیدحالا بگو بابای من ، ایمان ندارد! مادر تمام لحظه هایم خیس و تر شدبی گریه هایت لحظه ای امکان ندارد کمتر بزن بر گونه هایت جان مادراین گونه ها سرخ است اما جان ندارد عمری به گوش باورم هی قصه خواندیاین دردهای بی...
شب گریه های خلوت زندان... - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 8:59
«دیوارهای خسته ی زندان،تصویر رو به راه من این است!»ازبغضهای خورده سرودن ،شاید که اشتباه من این استعمری چنین سیاه شده باشی لبریز اشک و آه شده باشییوسف ترین به چاه شده باشی، گفتند که گناه من این استبا زخم های خورده پریدم ، از حرف های خورده شکستماز عاشقی که ننگ چشیدم، این پیرهن! گواه من این استتب کرده ...
نگه دار... - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 20:16
xa0 بازندگی بُر می خوری تا مرز انکارxa0 هرشب به روز و روزو شب تکرار تکرارxa0 یا ماندن و یا رفتن و تردید تردیدxa0 لعنت به هرچه بودن از روی اجبارxa0 لبریز خنده می شوی با طعم قهوهxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0 هی کوزه پشت کوزه مدرک، شغل: بیکار !xa0 عشقت که لای...
... - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 20:16
xa0 xa0xa0 آسمان هم که باشی xa0 xa0 xa0 اشکت را xa0 xa0 xa0 درمی آورند xa0 xa0 xa0 این ذهن پاره های خاکستری! xa0 xa0 xa0 xa0 xa0*** xa0 xa0 xa0xa0 سَر می کشد xa0 xa0 xa0 بودxa0ِ مرا xa0 xa0 xa0 لحظه های نبودت . xa0 xa0 xa0 xa0 (کسری پیرو - تابستان 92) xa0 xa0 پاینده باشید.
سبز دامان ... - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 20:16
xa0xa0تا کوچه های سرخ چشمانت دویدم xa0 با دردهای رُسته بر جانت دویدم xa0 xa0 xa0 گفتی xa0فراموشت کنم ، ای مهربانم ! xa0 در گریه های محو و پنهانت دویدمxa0 xa0 xa0 تیغی نشسته بر گلوی خاطراتت xa0 xa0 چون xa0بره های عید قربانت دویدم xa0 xa0 شرمندگی سهم کمی از چشمهایت xa0 وقتی میان زخم عریانت دویدم xa0 x...
سنگسار ... - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 20:16
xa0xa0 وقتی دلم را بی قرار عشق کردندxa0 چشمان عقلم را خمار عشق کردندxa0 حوا برایم عطر و طعم سیب می دادxa0 وقتی تنش را تابدار عشق کردندxa0 این سو خدا آمادهxa0 شیطان سوی دیگرxa0 حالا سر آدم قمار عشق کردندxa0 شاید خدا پشتش به ایمان قرص و محکمxa0 ای وای ... ایمان راxa0 نثار عشق کردند!xa0 ای ابرها آبستن ...
یک قبر لطفن ... - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 20:16
xa0 xa0ازدست دنیا خسته ام یک قبر لطفن xa0 xa0این ھم دھان بسته ام یک قبر لطفن xa0 xa0ای داد!«ھیس »، فریاد!« ھیس »، ُمردم!...« چه بھتر!»xa0 xa0حرفی چنین سربسته ام یک قبر لطفن xa0 xa0سروم برای خم شدن طاقت ندارمxa0 xa0تا اینچنین نشکسته ام یک قبر لطفن xa0 xa0وقتی نمی گیرم گلوی نانجیبیxa0 xa0آلوچه ای بی ھ...
شور شیرین ... - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 20:16
xa0xa0 نگذار تا در چشمھایت خام باشمxa0xa0 یک عاشق لامذھب بد نام باشمxa0xa0 سرگشتگی ھایم ھمه زیر سر توست !xa0xa0 فرصت بده تا لحظه ای آرام باشمxa0xa0 داغی چشمت حسرت رازی نشان ھاxa0xa0 پلکی نزن تا نشئه ی اوھام باشمxa0xa0 مثل پلنگی سرکشم در چشم ماھتxa0xa0 چشمک بزن تا رام رام رام باشمxa0xa0 اخمی نکن ھی ق...
فراموشی ... - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 20:16
xa0xa0 گم می شوم درکوچه ھای فھم و داناییxa0xa0 سھم من از ھر درد تنھاییست تنھاییxa0xa0 گم می شوم وقتی که یوسف را نفھمیدهxa0xa0 یعقوبھای چشم مان یک قرن خوابیدهxa0xa0 حل می شوم در لابه لای حس مذمومیxa0xa0 پُر می شوم با واژه ھای زرد مسمومیxa0xa0 له می کند من را خیال تلخ کابوسیxa0xa0 ول می کند من را میان...
کودکان کار ... - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 20:16